یه روز خوب
چه روز خوبیه وقتی صبح راننده تاکسی محترم به جای گوش دادن به رادیو پیام ، ساسی مانکن بذاره ( با صدای بلند و گاهاً حرکات موزون پشت فرمون ) و بعدشم بندازه تو کلی فرعی بدون برخورد با ترافیک و تو رو نیم ساعت زودتر برسونه سرکار. بعدشم وقت داشته باشی یه سنگک داغ بگیری و با همکاران بعضاً محترم و عده ای هم بعضاً نامحترم به جای کیک و کلوچه یه صبحانه مشتی بخوری.
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط shima
|