یه حس بد

 

چه حس عذاب آوریه زمانی که

حرفایی رو که همیشه دوست داشتی از  کسی که دوستش  داری بشنوی

از کسی بشنوی که اصلاً دوستش نداری

اعتماد به دنیا

 

یاد گرفتم که دیگر برای بدست آوردن چیزی در دنیا نجنگم

دنیا، خود به جای من می جنگد

تنها باید به آن اعتماد کنم.

دختر فراری از نوع ایرانی

 

واژه دختر فراری در کشورهایی مثل ما یک واژه بی ربطه

چون اکثر دختران در ایران به نوعی فراری هستن

اولش از دست خانواده فرار می کنن و هر کدوم به نوعی به جامعه پناه می برن

اما وقتی به جامعه میرن تازه می فهمن باید از دست جامعه فرار کنن و به خانواده پناه ببرن

و این سیکل همچنان ادامه دارد.

 

 

به محض اینکه در برابر شخصیت واقعی هم قرار می گیریم

و نه اونی که در رویاهامون بوده از هم جدا می شیم

 

 

این مدلیشو ندیده بودم که دیدم

 

دیروز دقتی کلی تو اون دانشکده فسقلی گشتم ، بالاخره یه کلاس پیدا کردم که خالی بود و می تونستم به اینترنتم وصل بشم . همین که تازه 6 دانگ رفته بودم تو صفحه اینترنت ، در کلاس با آخرین شدت به هم خورد و یک زوج جوان که هنوز می بایست در مرحله (من چه گلم و تو چه گلی ) باشند اومدن تو کلاس و شروع کردن به بحث و دعوا.

یک لحظه احساس کردم من وجود خارجی ندارم چون اصلاً به وجود من تو کلاس اهمیت نمی دادن . چه راحت دعوا می کردن اونم سر چه مسائلی. دعوای خانوادگی تو کوچه و خیابون و عروسی و مغازه دیده بودم اما تو دانشگاه نه که خدا رو شکر دیدم.  دیگه حرفاشون داشت خیلی خصوصی می شد دیدم اینا که خجالت نمی کشن پس من خجالت کشیدم و از کلاس دراومدم . دوباره تو اون دانشکده فسقلی در بدر یه جای ساکت شدم.

پ ن : آقاجان پول نداری، کار نداری،سربازی نرفتی، تازه به قول خودت شانسم نداری، به قول خانمت هم هیچ هنری هم نداری چرا میری زن می گیری.

خانم جان وقتی می دونی تو خونه 40 متری نمی تونی زندگی کنی، اعصاب خانواده شوهر پر جمعیت و نداری، وقتی خجالت می کشی شوهرتو با قد 165 به فامیل نشون بدی بیخود می کنی ازدواج می کنی . آدم با قد 165 که نمی تونه بعد از ازدواج 2 متر بشه .

تازه خلوت مردم رو به هم می زنین . چشم و گوش دختر مردم رو باز می کنین. چند تا فحش ناموسی هم یادش می دین که معنیشو نمی فهمه وقتی هم میره می پرسه  همه بد نگاش می کنن .

 ولی واقعاً بعضی از افراد حرمت جایگاهی رو که در اون قرار دارن حفظ نمی کنن . البته از این نوع برخوردها در جامعه کم نیست و در طی روز با چند نمونش البته با شدت کم و زیاد برخورد می کنیم ولی هرگز فکر نمی کردم که در دانشگاه هم این موضوع رو با وضعی به مراتب بدتر ببینم .