تو دختر خوبی هستی اما...
به من می گفت از دنیا بی خبری
گفتم چون از دنیا خبر دارم بهت می گم
می گفت تو از اولش به اونا اعتماد نداشتی
گفتم اولش اعتماد داشتم اما یاد گرفتم بی خودی اعتماد نکنم
می گفت ایران الان شده مثل غرب . این چیزا دیگه مهم نیست؟
گفتم عزیز دلم، آزادی و روابطی که تو توی برنامه ها و فیلم های دنیای از ما بهترون غرب می بینی خوبه اما نه برای اینجا که با اکثرشون که برخورد می کنی تو نگاه اول با چشماشون تو رو تفتیش بدنی می کنن. نه اینجا که هر کسی تو رو حق خودش می دونه اونم فقط برای یک لحظه. نه اینجا که توی هیچ دادگاه و مکانی جایی برات باز نکردن. نه اینجا که تاوان لذت بردن یک نفر دیگه رو فقط برای اینکه ترکت نکنه تو باید با سنگسار پس بدی. نه اینجایی که برای دور موندن مرداش از گناه تو باید خودتو بپوشونی، تو باید محدود بشی، تو باید تفریح و ورزش نکنی، تو باید دستگیر بشی. اگه مرداش گناه کردن تو باید ادب بشی. آزادی روابط غرب خوبه اما نه برای جامعه ای که تاوان هر لذتی رو اگر چه دوطرفه هم باشه فقط و فقط و فقط تو باید پس بدی.
می گفت اما پ.... با بقیه فرق داره.
فقط تونستم نگاش کنم .
دیشب اومد و گفت : اونم هیچ فرقی نمی کنه. بعد از ... فقط بهم گفت " دختر خوبی هستی اما بودن با تو ..."
به چشمای خیسش نگاه کردم و گفتم این جمله همیشگیشونه برای تنها گذاشتن : " تو دختر خوبی هستی اما ..." این یعنی مرخصی.