برای تو سال 87

تو هم به پایان رسیدی . منظورم از تو ، خودتی .... سال 87.

تو تمام سال های زندگیم که به یاد دارم ، هیچ سالی از زندگیم به تلخی تو نبود. تلخ بودی اما تجربه های تلخ تو بزرگم کرد . طعم خیلی از چیز هایی رو که نچشیده بودم با تو چشیدم : طعم تحقیر شدن ، نادیده گرفته شدن ، نامردی ، دروغ شنیدن ،  خیانت و .... حتی تا همین آخرین روزات هم نذاشتی بی بهره بمونم.  به اندازه تمام سال های زندگیم ، تو سال تو گریه گردم ، اشک هایی که هر کدومشون یک روی واقعی مردم و بهم نشون داد.

ولی ازت ممنونم . اگه تو نبودی حالا حالاها تو خوش خیالی سیر می کردم . هم چنان به آدمای اطرافم و محیط کاری و خیلی مسائل دیگه یک اعتماد و اطمینان کاذب داشتم اما با وجود این هنوز آدما رو دوست دارم اما نه به شرط نادیده گرفتن خودم .

تو تنها سالی بودی که من دیگه (شیمای همیشه خندان ) نبودم. اطرافیانم تو سال تو دیدن که شیما هم می تونه ناراحت بشه ، می تونه از کسی یا چیزی غصه دار بشه  اما هنوز نمی تونه بد باشه .

خوشحالم که تموم شدی سال 87. اگه تو ادامه داشتی اون هم به این تلخی ... نمی دونم ، شاید شیما می تونست بد بشه  اون هم نه از اون بدای معمولی.

پ ن : امیدوارم سال 88 ، سالی باشه که در انتهاش با یادآوری روزهای گذشتمون ، دریایی از احساسات خوب رو تو قلبمون حس کنیم .

امیدوارم سال جدید ، سالی باشه که برای فرصت های خوب زندگیمون با اونها چونه نزنیم بلکه درست ازشون استفاده کنیم.

امیدوارم تو سال جدید بتونیم به آرزوها و اهدافمون متعهد باشیم و اونها رو دنبال کنیم.

امیدوارم  یاد بگیریم که عشق به هر کسی یا چیزی نه دادن و نه گرفتن ... بلکه کنار هم بودن و شراکته.

امیدوارم تو سال جدید ، یاد بگیریم آدما رو به خاطر خودشون دوست داشته باشیم و با هر مقیاسی اونها رو نسنجیم .

و هزاران امیدواری دیگه .

سال نو مبارک.

...

شعار احمدی‌نژاد: می‌توانیم پس می‌شود

مشاور رسانه‌ای ريیس دولت نهم شعار «محمود احمدی‌نژاد» در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم را اعلام کرد.

«مهدی کلهر» که با روزنامه ابتکار گفت‌وگو می‌کرد، گفت: شعار قبلي اين بود که «مي‌شود، پس مي‌توانيم» پيشنهادم براي آينده اين است که «مي‌توانيم پس مي‌شود» کلهر سپس افزوده است: ريیس‌جمهور به لباس مردم کاری ندارد. اگر نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی روی حرف خودش بایستد، وزیر کشور با این نیرو برخورد می کند و اگر وزیر کشور هم برخورد نکرد، احمدی‌نژاد راسا وارد خواهد شد.

منبع : دنياي اقتصاد ۲۱/۱۲/۱۳۸۷

پ ن : ........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

همه چی همون بود الی ...

نیمکت همون نیمکت بود

ایستگاه همون ایستگاه بود

حتی ماشینت همون جای همیشگی پارک بود

فقط احساس من همون احساس نبود

چند ماه پیش می گفتم خدا کنه زودتر بیاد تا ببینمش

امروز گفتم خدا کنه نیاد تا نبینمش

 

شکار روباه

همیشه از آ قا محمد خان قاجار به خاطر ویژگی های مدیریتی قوی و اراده محکم و نظم بی مانندش خوشم می اومدو در برخی مسائل به نظرم قابل تحسینه.

تا الان معمولآ هر کدوم از ما هر چیزی که در مورد این شخصیت تاریخی می دونیم بر می گرده به ویژگی های شخصیتی و مسئله کور کردن مردم کرمان.تقریبآ کسی رو ندیدم که از این شخصیت یک ذهنیت خوب داشته باشه.

دیشب وقتی تئاتر شکار روباه رو دیدم که مربوط به زندگی آقا محمد خان قاجار می شد به این موضوع فکر کردم که اگر من جای این فرد بودم آیا واقعاً رفتار بهتری در پیش می گرفتم ؟

در جواب نتونستم بگم قطعاً آره ..... موندم ....

خیلی سخته که تمام ویژگی های مثبت یک نفر و قدرت و تسلطش به خیلی از امور به خاطر ضعفی که نا خواسته و خارج از اراده خودش بر او تحمیل شده زیر سؤال بره و یا بهتر بگم اصلاً دیده نشه.

حتی در تئاتر دیشب هم که بی نهایت قشنگ اجرا شد ، به مسائل و عقده های شخصی اقا محمد خان پرداخته شد و نه ویژگی های مثبت و علمی این شخصیت .( البته ریشه این ناهنجاری های شخصیتی در این نمایش فوق العاده زیبا بیان شد ).  

در طول تاریخ و حتی در زندگی روزمره ما نمونه های این مورد خیلی زیادن (افراد شروری که می بینیم هر چند وقت یکبار به اعدام محکوم می شن ، تعداد زیادی از دختران فراری ، خیلی از معتادان خیابونی وصد ها مثال دیگه ). خیلی از این افراد جزو همون بچه هایی هستن که از وقتی به دنیا میان تو دامن بد بختی و فقر و نکبت بزرگ می شن.جز نگاه های تحقیر آمیز و یک دنیا حسرت هیچ چیز دیگه ای از دنیا نصیبشون نشده. واقعاً اگر ما جای اونا بودیم بهتر از اونا می شدیم ؟ قطعاً نمی تونیم بگیم آره.

پ ن 1: تحمل نگاه ها و حرف های تحقیر آمیز اون هم به خاطر شرایطی که تو در به وجود آوردنش نقشی نداشتی خیلی سخته . روح خیلی بزرگی می خواد .

پ ن 2 : در مورد آدما بهتره یه لحظه خودمون رو تو شرایط اونا قرار بدیم و بعد قضاوت کنیم.

به یاد دوست

کودکانه , غریبه وار و مست

سرخوشم در نهان بیدارم

به چه افکنی من را

به جهان باطل اطرافم

 

جهانی که کز آن

جز ریا و فریب نمی بینم

عشق را جز با سنجش

پیمانه تزویر نمی بینم

 

تنهایم ... آری

لیک به تنهاییم خو کردم

به نهانی آرام ، با عزت

به جهان درونم رو کردم

 

 پ ن : برای م . ع  ( به پاس بزرگی تو و بخشش کوچکی من )

 

 

مردماني شاد با دستاني تنگ

ديشب برنامه مستند هيماليا از شبكه بي بي سي فارسي ، كشور بوتان رو نشون داد.

كشوري كه در حدود يك ميليون نفر جمعيت داره و شاد ترين كشور آسيا هم هست . البته تعجب برانگيز هم نيست . براي اينكه شعار پادشاه اين كشور بودايي و كوچيك اين هست :

براي من توليد ناخالص ملي مهم نيست ، بلكه شادي ملي مهم هست

به نظرم فوق العاده هست.

كشوري كه مردم آن از ساده ترين امكانات و تكنولوژي هم برخوردار نيستند و در شرايط آب و هوايي سختي هم قرار گرفتند ، اما جزو شاد ترين و خوشبخت ترين افراد دنيا هستن

نكته جالب تر اين بود كه اصلاً مردم اين كشور واژه بدبيني رو قبول ندارن.

واقعاً ما كجاييم ؟ چند درصدمون احساس خوشبختي مي كنيم؟ چقدر از قيد و بند تجملات و آخرين سيستم ها و ... ازاديم ؟ اصلاً بدون اين امكانات مي تونيم زندگي كنيم ؟ چند درصدمون بلديم از امكاناتمون درست استفاده كنيم يا فقط براي اينكه نكنه از بقيه عقب بيفتيم اونها رو استفاده مي كنيم؟ مسئله شاد بودن آدما دغدغه ما هم هست يا همه فقط به فكر شاد بودن خودمونيم؟ چقدر نشانه هاي بد يمني و نحس بودن رو هر روز مي بينيم و باور مي كنيم ؟ و ....

پ ن : متأسفانه فقط به تمدن ۲۵۰۰ سالمون مي نازيم اما بلد نيستيم  اين همه نيكي و شادي و قشنگي كه تو فرهنگ ما هم هست  رو پاس بداريم .