برای تو سال 87
تو هم به پایان رسیدی . منظورم از تو ، خودتی .... سال 87.
تو تمام سال های زندگیم که به یاد دارم ، هیچ سالی از زندگیم به تلخی تو نبود. تلخ بودی اما تجربه های تلخ تو بزرگم کرد . طعم خیلی از چیز هایی رو که نچشیده بودم با تو چشیدم : طعم تحقیر شدن ، نادیده گرفته شدن ، نامردی ، دروغ شنیدن ، خیانت و .... حتی تا همین آخرین روزات هم نذاشتی بی بهره بمونم. به اندازه تمام سال های زندگیم ، تو سال تو گریه گردم ، اشک هایی که هر کدومشون یک روی واقعی مردم و بهم نشون داد.
ولی ازت ممنونم . اگه تو نبودی حالا حالاها تو خوش خیالی سیر می کردم . هم چنان به آدمای اطرافم و محیط کاری و خیلی مسائل دیگه یک اعتماد و اطمینان کاذب داشتم اما با وجود این هنوز آدما رو دوست دارم اما نه به شرط نادیده گرفتن خودم .
تو تنها سالی بودی که من دیگه (شیمای همیشه خندان ) نبودم. اطرافیانم تو سال تو دیدن که شیما هم می تونه ناراحت بشه ، می تونه از کسی یا چیزی غصه دار بشه اما هنوز نمی تونه بد باشه .
خوشحالم که تموم شدی سال 87. اگه تو ادامه داشتی اون هم به این تلخی ... نمی دونم ، شاید شیما می تونست بد بشه اون هم نه از اون بدای معمولی.
پ ن : امیدوارم سال 88 ، سالی باشه که در انتهاش با یادآوری روزهای گذشتمون ، دریایی از احساسات خوب رو تو قلبمون حس کنیم .
امیدوارم سال جدید ، سالی باشه که برای فرصت های خوب زندگیمون با اونها چونه نزنیم بلکه درست ازشون استفاده کنیم.
امیدوارم تو سال جدید بتونیم به آرزوها و اهدافمون متعهد باشیم و اونها رو دنبال کنیم.
امیدوارم یاد بگیریم که عشق به هر کسی یا چیزی نه دادن و نه گرفتن ... بلکه کنار هم بودن و شراکته.
امیدوارم تو سال جدید ، یاد بگیریم آدما رو به خاطر خودشون دوست داشته باشیم و با هر مقیاسی اونها رو نسنجیم .
و هزاران امیدواری دیگه .
سال نو مبارک.
.jpg)

